زندگی همینه
زندگی بوسه ی یک قلم بر روی کاغذی زرد رنگ
بوسه ی ماهی در اعماق دریا...
شبنمی بی رمق روی برگی متزلزل
و شاید زندگی همان ارامشیست که هر لحظه بدنبال ان میگردی
و زندگی سرشاز از عشق است و شاید همان عشق...
و عشق جریانیست که اگر در ان بیفتی معشوقت تمامی هستی و زندگی خواهد بود نه تک درختی سبز که عمر هدیه اش به تو از افقی تا غروبی نیم سایه بیش نیست
بنوش زندگی را به همان شیرینی و سرخی که در دست توست
گوارای وجودت باد
به جشن زندگی خوش امدی
عشق و برکت برای تو...